متالیکا برای گیتاریستها؛ از ریفهای کوبنده تا بالادهای ماندگار
متالیکا چگونه با ریف، داونپیکینگ و تنظیمهای پویای خود صدای متال را تغییر داد؟ یک مسیر شنیدن و تمرین برای گیتاریستها.
چرا متالیکا هنوز نقطهٔ ورود بسیاری از گیتاریستهاست؟
متالیکا در سال ۱۹۸۱ در لسآنجلس شکل گرفت و خیلی زود ریفهای سریع ترشمتال را با ساختارهای بزرگتر، ملودیهای بهیادماندنی و اجرای صحنهای دقیق ترکیب کرد. برای یک هنرجوی گیتار، جذابیت گروه فقط سرعت نیست: آهنگها نشان میدهند چگونه یک الگوی کوتاه ریتمیک میتواند ستون فقرات قطعهای چنددقیقهای شود.
دو نقش گیتار، دو زبان متفاوت
جیمز هتفیلد بیشتر پایهٔ ریتم را میسازد: ضربههای پایین پیوسته، پالممیوت محکم و سکوتهایی که ریف را کوبنده میکنند. کرک همت با سولو، بند، ویبره و رنگ صوتی واه به آن پاسخ میدهد. راز پر بودن صدا این نیست که هر دو همیشه یک چیز بزنند؛ گاهی دوبل میشوند و گاهی یکی فضا را برای دیگری باز میگذارد.
صدای سنگین از کجا میآید؟
دیستورشن زیاد بهتنهایی صدای متالیکا نمیسازد. اجرای همزمان با درام، قطع شدن دقیق سیمها و کنترل نویز مهمترند. بسیاری از ریفها بر سیم ششم آزاد و نتهای کوتاه اطراف آن تکیه دارند. اگر هر نت طول اضافه پیدا کند، مرز ضربها محو میشود؛ پس ابتدا با صدای تمیز یا گین کم تمرین کنید.
مسیر شنیدن پیشنهادی
- Enter Sandman: برای شناخت ریف ساده، تکرار و ساخت تدریجی تنظیم.
- Nothing Else Matters: برای آرپژ سیمهای آزاد، متر متفاوت و ملودی آرام.
- For Whom the Bell Tolls: برای شنیدن نقش فضا و ریفهای سنگینِ نهچندان سریع.
- Master of Puppets: برای فرم طولانی، استقامت دست راست و تغییر حالوهوا.
- One: برای حرکت از بالاد آرام به پایانبندی پرتنش.
از کدام قطعه شروع کنیم؟
مقدمهٔ Nothing Else Matters برای آشنایی با آرپژ مناسب است و ریف اصلی Enter Sandman هدف خوبی برای نوازندهٔ سطح متوسط محسوب میشود. قطعه را به عبارتهای یک یا دو میزانی تقسیم کنید، با مترونوم آهسته بزنید و تنها وقتی سه اجرای تمیز پشت سر هم داشتید سرعت را بالا ببرید.
درسی فراتر از سرعت
مهمترین درس متالیکا «نواختن برای آهنگ» است. ریف خوب جای آواز، باس و درام را میشناسد و در زمان درست عقب مینشیند. اگر میخواهید از این گروه الهام بگیرید، یک ریف دو میزانی بسازید، سپس با حذف چند ضربه و تغییر پایان آن، بند و کُر متفاوت ایجاد کنید.
