دوباره چشمات
بنیامین بهادریسطح: متوسط
گام: Bm
Bmیکی بود ، یکی بود که Gمن بودم یکی نبود اون تو Bmبودی
Bmیکی Emبود که مهربون بود اما اون Aیکی نبود اما اون یکی نبود
Aیکی بود F#mتا پای جون بود، اما اون Emیکی نبود اما اون یکی نبود
Emاون یکی Bmاما نبود
Bmیادت افتادم ، یادت افتادم
Aدوباره چشمات اومده یادم ، دوباره چشمات اومده یادم
Bmیکی بود دلش یه رنگ بود ، یکی بود دلش یه Gسنگ
Bmیکی بود نگاش قشنگ بود ، یکی گریه هاش Gقشنگ
Aیکی یکی بود که زیبا F#mبود
Bmیکی یکی بود که زیبا بود
Aیکی یکی بود که تنها بود
Bmاونکه بود زیبا به فکر اونکه بود تنها نبود و
Aاینکارش زیبا Gنبودو … F#mزیبا بود
