برف
فرهادسطح: مبتدی
گام: Em
DAmEm
زردها بیهوده قرمز نشدند ...
Gقرمزی Amرنگ Emنیانداخته بیهوده بر دیوار
F#AmEm
صبح پیدا شده اما آسمان پیدا نیست
Bmصبح Bپیدا شده Emاما آسمان پیدا نیست
Emگرته ی روشنی Cمرده ی برفی همه کارش Aآشوب
Dبر Amسر Emشیشه هر پنجره بگرفته قرار
زردها بیهوده ...
G(من دلم سخت گرفتست C، از این میهمان خانه ی مهمان کش Cmروزش تاریک) G2
Gکه به جان هم نشناخته G7انداخته Cاست
Cچند تن خواب آلود ، Cmچند تن ناهموار ... چند Gتن ناهوشیار
Gکه به جان هم نشناخته G7انداخته Cاست
Cچند تن خواب آلود ، مشتی Cmناهموار ... چند تن Gناهوشیار ، چند تن Cخواب Gآلود
