شب بود بیابان بود
پورانسطح: مبتدی
گام: Dm
Dmشب بود بیابان بود زمستان بود
Dmبوران بود سرمای Aفراوان بود
Aیارم در آغوشم هراسان بود
A7از سردی Adim7افسرده و Dmبیجان بود
Dmدر فکر آن سیمینبر خوشگل
Dmاز جسم و جان خود بودم Aغافل
Aمیکوشیدم بهرش از جان و دل
A7میبردمش با Adim7خود سوی Dmمنزل
Fگیـــــــســـویش از باد و باران گشته Aآشفــــتــه
A7در مویش Adim7گویی مروارید Dmغلتان سفته
Dmطی شد راه دشوار آخر بر من و یار
Dmبا بوسهای گرمی به او Aدادم
Aبا لبهای چون قند بر رویم زد لبخند
A7برد آن همه Adim7رنج و غم از Dmیادم
