بیگانه
کاوه آفاقسطح: مبتدی
گام: Em
Emباز ... بازم امشب گریه کردم
باز ... بازم امشب لب مرگ
Cپای خود را پس کشیدم
Dمردم از بس Emنه شنیدم
Emتو ... توی این شهر مه آلود
اگه حتی یه نفر بود
Cهمونم دست منو خوند
Dزد و اون Emجونمو سوزوند
Emگناهم بودن و بودن پاکی
Cگناهم مثل دیگرون نبودن
Dاسم من Emبیگانه عریان
Amمردم از بس Emنه شنیدم
